|

چتر صورتی
هنوز همون چتر صورتی که زیر رقص بارونش نگام میکردی ... همون که میگفتی هزار سال از عمرش میگذره... همون که بزرگترین چتر دنیا بود اما وقتی باهم زیرش میرفتیم کوچیک و کوچیکتر میشد تا مارو به هم نزدیکتر کنه ....
همون چتر صورتی ...
هنوز همون چتر صورتیت کنج اتاقمه . وقتی از درو دیوار اتاقم غم میباره ...
من ....
چترش میشم تا خراب نشه ...
هنوز همون چتر صورتیت کنج اتاقمه.
شاید وقتی بارون اومد به بهونه ی پس گرفتنش ...
برگردی.

بچه ها جون اگه میخواین حسابی بخندین یه سری به وبلاگ دوست جونم *شکوفه* بزنید 
اینجا کلیک کنید
۸۸/۹/۲ ...

نمیخوام رنگ چشاتو
من هنوزم مونده بودم
. . . بین موندن و نموندن
نمیفهمیدم واسه چی لحظه هام همه کبودن !
؟؟
نمیدونستم بمونم یا باید بگذرم ازتو ...
من بهت قول داده بودم ...
شروع شد دلهره . . . از نو. . .
به گلای گلدونامون قسمم داده بودی
نشم عاشق غریبه ... اگه تو یه روز . . . نبودی...
وقتی رفتم و نموندم هی بهونمو گرفتی. . .
با نگاه بیقرارت دلو بردی
مفتی مفتی...
اومدم بگم عزیزم دل من هواتو کرده
نمیدونستم که قلبت چه سیاه و دوره گرده
دیدمت کنار دریا
تورو دیدم ... تورو با اون ...
دساتون تو دسای هم ...
یه تبسم ...
رو لباتون...
یه نگا کردم تو چشمات ...
خندیدی
گفتی می خوامش!
نمیدونم!
تو همونی که بی من نمیره خوابش؟؟؟
دستشو محکم گرفتی ... ترسیدی بگیرم از تو
مهربونی چشاشو ... خوشی اون لحظه هاتو ...
من فقط خندیدم رفتم ...
تو هم رفتی از کنارم.
میدونستی اون روزا من واسه چشمات بی قرارم ...
رفتی گذشتم از تو...
سزوندم خاطره هاتو ...
حالا برگشتی که چی شه ؟؟
نمیخوام دیگه چشاتو . . .
یه روزی تو هم میبینی
من مال یه مرد دیگم...
شاید اون روزا بفهمی وقتی رفتی ...
چی کشیدم ...
نمیخوام دیگه کنارم بمونی
تو گوشم حرفای رنگی بخونی...
هیچ وقت از یادم نمیره لب دریا ... خنده هاتو ...
برو دنبال خوشی هات... نمیخوام رنگ چشاتو ...
دیگه اون روزای با تو بودن و عاشقیمونو نمیخوام...
هی تو گوش کن!
"واسه رو کم کنی هم شده .. کنارت نمیام"

برای اینکه اشتباه نشه!!! این متن اصلا شعر نیست!!!
فقط اراجیف ذهن کج اندیش من و خودم است !!!
۸۸/۹/۱ ...

|